شب آرامی بود می روم در ایوان، تا بپرسم از خودزندگی یعنی چه؟مادرم سینی چایی در دستگل لبخندی چید، هدیه اش داد به منخواهرم تکه نانی آورد، آمد آنجالب پاشویه نشستپدرم دفتر شعری آورد، تکيه بر پشتی دادشعر زیبایی خواند، و مرا برد، به آرامش زیبای یقین:با خودم می گفتمزندگی، راز بزرگی است که در ما جاریستزندگی فاصله آمدن و رفتن ماسترود دنیا جاریستزندگی ، آبتنی کردن در این رود استوقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایمدست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟!!!هیچزندگی، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماندشاید این حسرت بیهوده که بر دل داریشعله گرمی عدالت گم شده...
ما را در سایت عدالت گم شده دنبال میکنید
برچسب: زندگی یعنی چه,زندگی یعنی چه سهراب سپهری,زندگي يعني چه,زندگی یعنی چه از سهراب سپهری,زندگي يعني چه سهراب,زندگی یعنی چه انشا,زندگی یعنی چه کیوان شاهبداغی,زندگی یعنی چیست,زندگی نباتی یعنی چه,سبک زندگی یعنی چه؟, نویسنده: بازدید: 107 تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 1:10